امروز ورزقان در وضعیتی قرار گرفته است نه کسی هست بر حال زارش بگرید ونه کسی هست که اورا دریابد وقتی می خواهی بنویسی سر در گم می شوی از کجا بنویسی از کجا شروع کنی که صفحات نشریات ویا وبلاگ ها گنجایش آن را داشته باشد واین در حالیکه عده ای معدود  یا به مسایل انتخابات مشغولند ویا به گونه ای باهم در گیرند که مثل آن چنین است دو گنجشکدر خرمنی که  در  آتش می سوزد  در میان آتش بر سر دانه گندم دعوا می کنند بنده اگر امروز کمتر می نویسم باور کنید بخاطر کثرت اندوهی است که برمن چیره گشته است وبزرگی کینه ای است که گلویم را می فشاردونمی گذارد که فریاد بکشم تا صدایم را کسی بشنود